اینم شانس منه ؟!

2 دی 1388

دو روزه مامانم رفته تهران ، خونه را مثلا به من سپرده ، دم رفتن هم کلی سفارش کرد ، آخرش این طوری شد .نیشخند

من و آقای پدر امروز صبح خواب مونیدیم ، با صدای آقای پدر از جام پریدم  : گوگولییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی! آمدم از جام بلند شم دیدم اصلا حسش نیس،  از تو رختخواب گفتم : بلههههههههههههه  ، 

 بچه چرا منو بیدار نکردی ؟!!

نگاهی به ساعت انداختم آخ ساعت 9 را نشون میداد ، مثلا ساعت مبایلم را روی 7 تنظیم کرده بودم ؟ نمی دونم چرا زنگش را نشنیدم

آقای پدر: کلاسم دییییییییییییییییییییییر ششششششششششششد!!!!!!تعجب

وای بی اختیار از جام پریدم ، در عرض ده دقیقه بساط صبحانه را چیدم

و خدا را شکر آقای پدر قبل از ساعت ده از خانه راهی محل کار شد و انشا الله که به موقع می رسه ، چون اینجا مثل تهران شلوغی و ترافیک نیست که آدم یا دیر می رسه یا گاهی اصلا نمی رسه !!نگران

مادرخانمی که تا آخر دهه محرم بر نمی گردن ؛ گوگوجی هم خدا را شکر (شرش کم ) تا آخر هفته نیست ، آقای پدر هم که تا شب بر نمی گردن خنثی

حالا من مانده ام تنهای تنهااااااااااااااااااااااااااااااااااا گریهناراحت

خوب من هم باید بشینم و درس بخونم  آه واقعا که چه کار کسل کننده ایه این درس خوندن ؟خمیازه

یه روز هم که فرصت به این ماهی گیرم آمده  باید بشینم درس بخونم یول

باز شیطون رفته تو جورابم ، هی قلقلک میده ؛ حالا که هیچ کس نیست برم سورسات یه صفا سیتی باحال برای خودم راه بندازم ؛ بی خیال تو محرم اصلا هیچی به آدم به اندازه شرکت تو مراسم عزاداری حال نمی ده چشم

اگر که دل شکسته ای ، حسین را صدا بزن

وگر ملول و خسته ای  ، حسین را صدا بزن

در این بهار معرفت ، پرستوی بهاریم

اگر چه پرشکسته ای  ، حسین را صدا بزن

حسین حسین حسین حسین

حسین حسین حسین حسین

/ 9 نظر / 13 بازدید
سمیرا

دستی روی پیشانی ام کشیده شد ، من سایه شدم : تو هستی ؟ دیر کردی . از لالایی کودکی تا خیرگی این آفتاب انتظار تو را داشتم در شب سبز شبکه ها صدایت زدم ، در سحر رودخانه ، در آفتاب مرمرها . و در این عطش تاریکی صدایت می زنم . آپم و منتظر حضور گرمت . . .

خادم خلق الله

با سلام خدمت شما دوست خوبم . امیدوارم که عزاداری های شما مورد قبول حق قرار گرفته باشه و تونسته باشیم توشه ای برای آخرت ذخیره کرده باشیم . از همه دوستان عذر می خواهم به خاطر بعضی مسائل از قبیل اسباب کشی و قطعی اینترنت و . . . نتونستم خدمت برسم ، به هر حال گذشت . با مطلبی دیگر در خدمتم . التماس دعا یا حسین ( ع)

عسلی

خوبه به امید تو بچه رو گاز نذاشتن [نیشخند][زبان]

خادم خلق الله

با سلام با مطلبی دیگر در مورد آقا امام حسین (ع) در خدمت شما هستم

همطاف يلنيز

سلام محرم رفت و صفر اومد و شما هنوز گير شانسي[سوال] . به احتمال روبه يقين سرگرم مرور درس ها هستي بابا شاگرد ممتاز هنوز يه ده روز ديگه مونده تا امتحانات به خودت استراحت بده . پايدار بماني[چشمک]

بانوی شهریوری

آی گفتی !!! منم عاشق این صفا سیتیای تک نفره تو خونه ی خالیم چه حالی داره خلوت کردن با خودت

خادم خلق الله

با سلام چند وقت نبودم . از شما تشکر می کنم بابت حضور در کلبه کوچکم . با مطلبی دیگر در خدمت شمایم[گل] امیدوارم مثل گذشته توی امتحانات موفق باشید و دانشجوی برتر باشید