پروژه سیب زمینی و هویج !

اصلا باور نمی شه تقریبا 8 روز دیگه امتحانم شروع می شه اولین امتحانم آشنایی با کتب رجال شیعه است استرس اسمش هم وحشتناکه ، و بدتر از همه اینکه تا حالا لاش را هم باز نکردم وقت تمام

این دو روزه که خیلی سرم شلوغ بوده چون دو تا روزمهم در پیش داشتیم یکیش میلاد امام جواد (ع) بود و دیگری هم که در راهه میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر تمام دیروز جزوه تفسیر را گذاشته بودم روبه روم و داشتم یه گوشه اش طراحی می کردم زبان بعد متوجه شدم جزوه م به اندازه کافی جای خالی نداره بقیه اش را توی یه دفتر ادامه دادم و شروع کردم به کشیدن طرح های جدید برای تزیین کیک روز پدر نیشخند هزارتا مدل را امتحان کردم تا بلاخره یکی دو تا از طرح ها به دلم نشست وقتی سرم را بلند کردم متوجه شدم ساعت 7شده و دیگه درس خوندن کافیه زبان وقت تماشای سریاله خجالت 

امروز هم که مامانم کلاس داشت تازه روزه هم بود تصمیم گرفتم خودم آشپزی کنم .دیروز چندتا سایت آشپزی را بررسی کردم چندتا دستور اشپزی هم گرفتم اما تمام موادلازم مورد نیاز هر کدوم از اینها را نداشتیم تصمیم گرفتم با موادی که داریم یه غذای جدید اختراع کنم چون من یا آشپزی نمی کنم یا یه غذای جدید را امتحان می کنم عینک

تصمیم گرفتم که خودکفا باشم و با موادی که در خونه داریم یه چیزی بپزم ، در نتیجه پروژه سیب زمینی و هویج را اجرا کردم یه غذای با قارچ و سیب زمینی و هویج پختم که هنوز براش اسمی در نظر نگرفتم مژه

نتیجه کار بد نبود آقای پدر که منزل تشریف نداشتند مادرخانمی هم که روزه بودن می مونه گیگیلی خان هر چند می دونم اصلا سلیقه نداره اما چاره ای نیست مجبور بودم روی گیگیلی امتحانش کنم نیشخند

خدا را شکر الان چند ساعتی از نهار می گذره و هنوز زنده ایم خجالت

پروژه سیب زمینی                        پروژه سیب زمینی

 

 

 

 

 

 

 

پ.ن: هنوز تصمیم نگرفتم برای آقای پدر چی هدیه بگیرم ، اما اگر وقت کنم حتما برایش یه کیک میپزم ، شیطونه می گه براش کیک هویج بپزم نیشخند به این می گن الگوی مصرف شیطان راستی اگر یه موقع دیدین غیبم زده نگران نباشید اطلاعیه ندید ، در به در دنبالم نگردید مژه بر می گردم به همین سادگی . . . نیشخند

  
نویسنده : سرآشپز گوگولی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : غذا ، روزگار من