مادر ،پدر من هم متهمم . . . . . . .

فرصت گلایه کردن نیست ، هر چند سخت دلگیرم ، اما چه سود از همه بیشتر از خودم دلگیرم ، وقتی دنبال یه متهم می گردی که تمام بدبختی های زندگیت را به اون نسبت بدی آخرش هم متوجه می شی متهم ردیف اول خودتی و دیگران شاید بی گناه نباشند اما مطمئناً بیشتر از تو هم خطا کار نیستند و این تو هستی که امروز باید برای تمام اشتباهات دیروزت که آینده ات را هم تحت شعاع قرار داده پاسخگو باشی ، و امیدوارم این بار صادقانه قسم بخوری و جز حقیقت چیزی نگی ،

 اما باید قبول کنیم که به زبان آوردن حقیقت گاهی خیلی تلخه ، گاهی هم نمی شه اصلا حقیقت را به زبان آورد مخصوصا در دادگاهی که تو متهم باشی و خودت هم قاضی ، تو دادستان باشی و خودت هم وکیل مدافع ؛ اینجاست که کم میاری و نمی دونی واقعا چیکار باید بکنی اصلا امکانش هست که تبرئه بشی یا حداقل به کمترین مجازات محکوم بشی ، نه امکانش نیست .

 

 (ادامه مطلب را کلیک کنید.)

ادامه مطلب   
نویسنده : سرآشپز گوگولی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها :